عبدالله مستوفى
419
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
روس قشون خود را به زودى از ايران خواهد برد . ايران هم با آذربايجانيها بطور مسالمت ( ؟ ) رفتار خواهد كرد ! ! بعد از چندى تصويب نامهاى براى كار آذربايجان از هيئت وزراء صادر شد كه بموجب آن به دو استان آذربايجان اختيارات داخلى داده بود ! اين تصويبنامه به دو استان سه و چهار ، يعنى به تمام آذربايجان ، اختيارات محلى كه خيلى زيادتر از اختيارات مندرج در قانون متروك انجمنهاى ايالتى 1325 قمرى بود ، ميداد كه بايد در مجلس آينده مطرح و تصويب شود . اگرچه اجراى اين تصويبنامه قبل از تصويب مجلس قانونى نبود ، و دست دولت را در عمليات دولتانهء خود مىبست ، ولى ممكن بود تصور شود كه مجلس آينده كه ناگزير نميتواند تنها براى آذربايجان حقى قائل شود كه بساير ايالات و ولايات ندهد ، بعنوان اصلاح قانون انجمنهاى ولايتى و ايالتى براى كل كشور قانونى وضع كند ، كه تمام استانهاى كشور ، اعم از نفع يا ضرر ، لامحاله بطور تساوى از آن برخوردار شوند و تماميت و دستنخوردگى كل كشور محفوظ بماند . در حقيقت اين توافق مانند صلح بين ميش و گرگ بود ، كه اگر دولت روس دست از تحريك « خودمختارهاى » آذربايجان ميكشيد ، و منبعد از مسببين ظاهرى آن معنا و مادة تقويت نميكرد ، ممكن بود كار را سروصورت گرفته تلقى كرد . ولى روسها در تخليهء ايران از قشون خود خيلى به تأنى پيش ميرفتند « 1 » و باشوزير ( نخستوزير ) دولت « خودمختار » كه اختيارات داخلى آذربايجان را از آنچه آنها براى خود اعلام كرده بودند محدودتر ميكرد ، خيلى مناعت بخرج ميداد ، و به خوبى هويدا بود كه روسها به سنت سنيهء تعدى ، كه روح و جان رژيم حكومتى آنهاست در اين معامله كه اصل آن را هم بوسيلهء اقامت نامشروع قشون خود در ايران ، و در حقيقت بتعدى و زور و ظلم تحصيل كرده بودند ، چون سهم خود يعنى موافقتنامهء نفت را بجيب زدهاند . نميخواهند سهم ايران ، يعنى تسويهء امر آذربايجان را بپردازند ، و اين رعونتهاى باشوزيرى آذربايجان از اين راه است . دولت ايران با كمال متانت و درونه منتظر تخليهء خاك خود از قشون روس است ، كه ناچار بهرجان كندن هست ، تا روز جلسهء آيندهء شوراى امنيت ، خواهونخواه بايد خاك ايران را ترك گويند ، تا بعد براى كار آذربايجان تدبيرى ( ؟ ) بينديشد ، ولى روسها تا مىتوانند در بردن قشون خود توانى و تراخى مىكنند ، و به خوبى پيداست كه مشغول تقويت مادى حكومت قلابى « 2 » تراشيدهء خود در آذربايجانند ، كه وقتى قشون خود را از
--> ( 1 ) - بلكه هيچ پيش نميرفتند . اگر عدهاى را از نقطهاى برميداشتند به نقطهء ديگر ميفرستادند . ( 2 ) - سابقا پول قلب را عوام پول قلابى ميگفتند . ولى امروز اين اصطلاح عاميانه را كه در كتابت هم وارد شده است بهرچيز ناروائى اطلاق ميكنند .